counter create hit

مطالب مرتبط:

حضور عربستان در جشنواره فیلم کن برای اولین بار!

عربستان سعودی قصد دارد برای نخستین بار در جشنواره فیلم کن حضور یابد.

بهتاشِ پایتخت: حکم پیاز وسط ترشی را داشتم

اگر مخاطب جدی تئاتر باشید او را از سال ها قبل می شناسید و اگر اهل سینما هستید، درخشیدنش را در فیلم هایی مثل «لانتوری» و «کارگر ساده نیازمندیم» دیده اید و اگر نه، او را در چند سریال تلویزیونی دیده اید و امروز بهرام افشاری را بیشتر با نقش آفرینی در یکی از شخصیت های ا ...

تهیه کننده پایتخت: یک گلوله واقعی هم شلیک نشد

«حمله داعش وطنی به اثر ملی! اولین کارخانه سیمان ایرانی به دست داعشی های وطنی تخریب شد! پایتختی ها، ترکیه را تبلیغ کردند و اثر ملی را به گلوله بستند و ....» اینها برخی از جملات و واکنش هایی است که چند روز گذشته در شبکه های اجتماعی، فضای مجازی و سایت های خبری درباره د ...

برگزیدگان هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب معرفی شدند

هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب هم زمان با برگزاری هفته هنر انقلاب اسلامی در باغ موزه هنر ایرانی برگزیدگان خود را معرفی کرد.

تخلف ۱۵ هزار میلیاردی در صندوق ذخیره فرهنگیان

رئیس کمیته تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان با اشاره به گزارش قرائت شده کمیته تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان در مجلس، از تخلف 15 هزار میلیارد تومانی در این صندوق خبر داد. ...

نخستین جشنواره بین‌المللی حکمت فردوسی فراخوان داد

نخستین جشنواره بینâالمللی فرهنگی، هنری و پژوهشی حکمت فردوسی منتشر شد.

آدم هایی درگیر ترس، تردید و انتخاب/ روایت قلی پور از «تابوت عهد»

عماد قلی پور، کارگردان «تابوت عهد» می گوید این نمایشنامه دو نفره را می توان با سه کلمه توصیف کرد؛ ترس، تردید و انتخاب.

بازیگر «پایتخت»: از صحنه سقوط بالن جان سالم به در بردم

نسرین نصرتی، بازیگر نقش فهیمه در سریال «پایتخت» برای اولین بار از اتفاق تلخی گفت که در صحنه سقوط بالن برایش رخ داد.

اعزام زیردریایی های بریتانیا به سمت سوریه

زیردریایی های بریتانیا به دستور ترزا می، نخست وزیر این کشور به سوی آب های مجاور سوریه حرکت کردند تا در صورت صدور فرمان آتش، مواضع ارتش سوریه را با موشک هدف قرار دهند. ...

آواز محمد معتمدی در مراسم تشییع بزرگ لشگری + فیلم

آواز محمد معتمدی در مراسم تشییع بزرگ لشگری + فیلم

محمد معتمدی در مراسم تشییع پیکر «بزرگ لشگری» که در تالار وحدت برگزار شد، برای دقایقی آواز خواند.

نگاهی به جداشدگان از راه «محمود احمدی نژاد»

داوود حشمتی در وب سایت اصولگرای مثلث آنلاین نوشت: از مشخص ترین چهره ای ضدجریان انحرافی و تیم مشایی داوود احمدی نژاد برادر رئیس دولت قبل است. مهرماه امسال دار فانی را وداع گفت. درحالی که بار دیگر از برادر جدا شده بود. اما با این حال حرفی نزده بود. با حضور احمدی نژاد ...

مدودف: اظهارات آمریکا علیه سوریه، مضحک است

نخست وزیر روسیه اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره حمله به سوریه را «مضحک و جنگ طلبانه» توصیف کرد.

یک عکاس پیشکسوت مطبوعات درگذشت

«منوچهر یگانه دوست» عکاس پیشکسوت مطبوعات در سن ۷۸ سالگی دار فانی را وداع گفت.

ظریف: استفاده از سلاح شیمیایی را محکوم می کنیم

وزیر امور خارجه کشورمان با اشاره به اینکه ایران از قربانیان کاربرد سلاح شیمیایی است، گفت: استفاده از اینگونه سلاح ها را همواره محکوم می کنیم.

چه میزان از جنگل های کشور در آتش سوختند؟

فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها آمار آتش سوزی جنگلهای شمال کشور را در تعطیلات ابتدای فروردین ماه بی سابقه دانست و گفت: وسعت آتش سوزی های جنگلهای شمالی کشور در ۱۰ سال اخیر بی سابقه بوده است و حدود ۱۵۰ هکتار در آتش سوخت. ...

جزئیات تعقیب و گریز خودروی سمند در نیاوران

سرکلانتر یکم پلیس پیشگیری پایتخت درباره تعقیب و گریز یک دستگاه سمند در نیاوران تهران و تخریب 5 دستگاه خودروی عبوری سخن گفت.

صالحی: اندکی تورم در ازای رشد اقتصادی لازم است

یک عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران گفت:« اقتصادهایی که روبه جلو حرکت می کنند نیاز به تورم مصنوعی دارند که در گرو فشاری است که دولت به بازار وارد می کند.» ...

ایتالیا در اقدام نظامی علیه سوریه مشارکت نمی کند

نخست وزیر ایتالیا اعلام کرد که کشورش در اقدام نظامی محتمل علیه دولت بشار اسد در سوریه مشارکت نخواهد کرد.

بداهه سرایی 69 شاعر درباره شهید نام/خون در مجله

بداهه سرایی 69 شاعر برای شهید حدادیان/خون در خشاب

شاعران در رویای ادبی مجاز قصیده اختصاص دارد به شهید محمد حسین در تاریخ ببینید. گزارش کرده است: شاعران در یک حلقه ادبی مجاز قصیده اختصاص دارد به شهید محمد حسین در تاریخ ببینید. شاعران و اعضای حلقه ادبی مجاز در برنامه دوم از بداهه داستان جمعی به سایت از ناآرامی های اخیر در تهران کند شده است در حال اجرا قصیده مشارکت اختصاص داده شده به شهید محمد حسین در تاریخ ببینید. شهادت محمد حسین تاریخ ، دوشنبه شب(30) از آنها را در خیابان پاسداران تهران, غزل گواهی رسید. اسامی برخی از شاعران حاضر در این بداهه سرایی به شرح زیر است : محمد رسولی ، پیمان طالبی، نفیسه سادات موسوی، فاطمه افشاریان، زینب ملایی، نیلوفر شکیب، ریحانه عسگری، علی بهاری، فائزه عربی ، فتانه پاینده ، هادی اشراقی، سیدعلیرضا خاتمی، الهام کریمی، ماهرخ درستی، لیلا فخیمی، فاطمه حق بین، سیدمجید کریمی، الهه جوان، مهتاب پناه علیپور، مبینا گلصفتان، محمدحسین حیدرزاده، حمیدرضا عباسی ، لیلا علیزاده ،محمدحسین مددی، عباس حق خواه، فریده سادات موسوی ، امیرحسین یوسفی ، امیرحسین ناطقی راد، مصطفی نیرآبادی، میثم کبیری، عماد الدین ربانی ، مونا نصیری ، علیرضا شیرافکن، مهدیه نژادابراهیم، لیلا زمانی ، حسن خسرو ابادی، محمداکبری، مصطفي محمدي، ریحان ابراهیم زادگان، پروانه علی پور، راحیل سهی، زهرا فرجی، فاطمه ناظریان، میلاد رحیمی، علی شوندی ، محمد دولابی، سیدبابک توفیق پور، سعید ابوالحسنی ، سجادصدرنی ،محمدصادق حسینی، نجمه هاشمی، سیدعلی میرباقری، محمدجواد جوادزاده، سیده محدثه موسوی، فائزه ریاضی، مهدا ضرابی، سمیرافرهی، نجمه یوسفی، محمدرضا پورصنا، عادله اسدی، حمیدرضا جعفرخونویی، مریم بقایی، محمدصادق باقی زاده، فلاحت برادران، محمدمهدی حیدری، عرفان میرحاجی، علیرضا فراهاني، امیرمحمد معصومي، ریحانه بنايي شاعران مجاز در این بداهه سرایی جمعی 370 بیت شعر سرودند که گزیده ای از این ابیات را در ادامه می خوانید : مرگ آمد از پی تو، او را جواب کردی نام شهادت آمد، پس انتخاب کردی تيغى سوْال پرسيد، از راه حنجر تو خنديدى و از اين راه، او را مجاب كردى بزمی به پای کردی میخانه ای خریدی سجاده وا نهادی میل شراب کردی آه ای شهید خفته نامت بلند بادا در راه حفظ میهن، پا در رکاب کردی اي چون عليِّ اكبر با اقتدار، بنگر سوداي دشمنان را نقشِ بر آب كردي باران تیر بود و رگبار و بغض دشمن آن شب محاسنت را با خون خضاب کردی با اغتشاش در شهر آنان چه فكر كردند؟ تو فكر خامشان را ، با خون سراب كردي "عشقست و آتش و خون"، در راه حفظ میهن آتش به جان خریدی، خونین حساب کردی تنگ است پیش چشمت، دنیا و مردمانش رفتن چو مادرت را، پس انتخاب کردی هر نقشه ای که دشمن با خنده میکشیده با یا حسینِ آخر؛نقشِ برآب کردی در دیدن حقیقت یک مشت کور بودند آری خیالشان را زیبا سراب کردی در زیر تیغ شیطان، در آتشِ "گلستان" مثل "خلیل" بودی، تو انقلاب کردی با تو چه شد؟ خدا را! با خون خویش یارا دل‌های سنگ ما را، از شرم آب کردی پاى دفاع از عشق، هر خون، يك انقلاب است اى خون! مباركت باد! تو انقلاب كردى یا لیتنای نوحه، آتش به سینه می زد آتش فشان غم را، با خون مذاب کردی اكبر شدي و ميدان گلگون شد از تن تو گنداب كوچه هارا غرق گلاب كردي رفتی و گریه آمد،رفتی و چشم من سوخت چشمان عاشقم را،پر التهاب کردی تو مرد راه عشقي ، آرام پيش رفتي آن شب چه شد تورا كه ناگه شتاب كردي خونت شده گواهِ ، ناحقیِ دراویش اهداف شومشان را ، با خون خراب کردی دستور رهبرت را لبیک گفته بودی جان را فدای حفظ این انقلاب کردی ارزان حراج كردند اسلام را، ولي تو با خون به جاي پاسخ، سنگين حساب كردي سيدعلي به منبر گفتا كه أين عمار لبيك روي لب را اينگونه باب كردي می‌خواستی که عطرت، در هر طرف بپیچد در گوشه ی گلستان، گل را گلاب کردی ما خوابِ خواب بودیم، النوم هم أخ الموت اما تو مرگ خود را بیدار خواب کردی فرق است بین مردن در خواب با شهادت از مرگ بین بستر تو اجتناب کردی از خادمي به هيئت ، تا عزت و شهادت رفتي به نزد ارباب ، دل را كباب كردي امشب میان چیذر، تنگ است قلب بیرق انگار تار و پودش، از گریه آب کردی امشب برو به خواب مادر ، بگو به گوشش خود را شفیع او در یوم الحساب کردی قد صنوبرت را،چشم چو گوهرت را با مادرت چه گويم؟فكر جواب كردى؟ ای شمعها بسوزید ای ناله ها برآیید اینگونه قلب ها را در التهاب کردی عکس ضریح ارباب همراه پیکرت بود عکسی که با صد امید یکروز قاب کردی مثل حسین مظلوم ، نامت چقدر زیباست آن را میان تاریخ ، جانانه قاب کردی دیدی حنای دنیا رنگ وفا ندارد همچون علی اکبر با خون خضاب کردی با رفتنت به هرسو در شهر گفتگویی ست یک شهر عاشقت شد تا انقلاب کردی چیذر،علی اکبر،تلمیح پشت تلمیح ای روضه ی مجسم با خون خضاب کردی آه اي به خون تپيده در هفتمين گلستان! در راه حفظ ميهن باز انقلاب كردي تاریک بود تهران در آن غبار فتنه تو آمدی به میدان... تو آفتاب کردی یار بصیر رهبر؛ ای شیر؛ ای دلاور تو زود تر از اینها، پا در رکاب کردی دیدند حیدریون در راه و رسم حیدر درویش دم زد و تو پا در رکاب کردی رویت چرا کبود است؟ جرمت مگر چه بوده است؟ آنجا مگر چه دیدی؟ خون‌ را خضاب کردی دشمن که با نقاب میش آمده به میدان او را به صد نشانه، تو بی نقاب کردی دردولتی که در آن تدبیروحکمتی نیست باغیرت بسیجی پا در رکاب کردی درویش دم زد از دین، طبلش ولی تهی بود اما تو جان، نثار اسلام ناب کردی ذهن تو در همان حال، یاد مدافعان بود پروانه وار رفتی ، خود را عتاب کردی باران نمیزد عمری،با پرکشیدن خود چشمان آسمان را غرق سحاب کردی تنها سلاحت آن شب جان تو بود جانا بنیاد فتنه ها را با جان خراب کردی معنای عاشقی چیست؟؛زود از تو نام بردم ای مرحبا که من را حاضر جواب کردی در کوچه های شهر دود و دم و سیاهی پیمانه سر کشیدی ما را کباب کردی در این شبِ سیاهم گم گشت راهِ مقصود حلاج واره شب را غرقِ شهاب کردی فتوای رهبرت بود آتش به اختیاری با این شعار محکم، تو انقلاب کردی حرف مدافعانِ امنیتِ نظام است این جمله بر زبان هاست این را تو باب کردی صد تیر پیکرت را بوسید و پر کشیدی درویش داعشی را با خون عِقاب کردی تنها شدي ميانِ اين گرگ هاي وحشي ترسي به دل نداري، جان را جواب كردي قومی پر از جهالت، با ظاهر دیانت رفتی و نقششان را، نقش بر اب کردی تو مسلک علی را از فاطمه گرفتی یا هو زدی و بهر احیا شتاب کردی در هر قنوت وترَت ، گفتی ز عشق و مستی آری دعای خود را خود مستجاب کردی بااین چنین شهادت همچون علی اکبر دلهای مردمان را پر التهاب کردی در كسوت ِ بسيجي راهي شدي به ميدان احوالِ ناكسان را ؛ پر اضطراب كردي ازجان خود گذشتی تا امنیت بماند شرمنده، دِینِ ما را با خون حساب کردی در اين كوير ِ وحشت ؛ با جانفشاني خود باران شدي و رحمت ؛ كار سحاب كردي در ظلمت ِجهالت؛ با شوق و با شهامت تابيدي و رقابت؛ با آفتاب كردي بیچاره جام و ساقی بیچاره هر که باقی ماندیم و حال ما را مست و خراب کردی مادر نخواست عمری جز عاقبت بخیری آخر دعای او را ، تو مستجاب کردی... زود از خدا گرفتی حکم رهاییت را از قیل و قال دنیا چون اعتصاب کردی خارج ز وعظ گشتی کاری دگر نمودی در محفل حکیمان میل شراب کردی «در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی» درویش کور دل را با خون جواب کردی در راه اکبری تو نامت بلند و پر نور لبخند مرتضی را تو اکتساب کردی عشق است و آتش و خون... تصویر تو به ذهنم ای جسم پاره پاره دل را کباب کردی دنبال جای خالی؛در صورت تو گشتند با تیر دیده بوسی؛نه! انتقاب کردی... دشمن پر از سلاح و تو دست خالی اما رفتی به قلب دشمن، خون در خشاب کردی آتش به اختیار و فتوا و امر رهبر رفتی و از نرفتن خوب اجتناب کردی در خواب شوم درویش، افتاد با تو تشویش تزویر را به خونت خانه خراب کردی «ننگ است زنده ماندن در شهر پر گناهم» پس یاحسین گویان ، با خون خضاب کردی در جیره بندی مِی، ساقی نگاه کرد و پیمانه سر کشیدی تو فکر ناب کردی دل بردی و شکستی بت های نفس دون را ما غرق در تماشا دل را چه آب کردی! "در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند" اما تو پر گشودی، رفتی شتاب کردی در مکتب ولایت از بر شدی شهادت تو درس عاشقی را صدها کتاب کردی بي ترس و با جسارت اينسان شتاب كردی خودداري از تنش ها، از اضطراب كردي خالص شدی و رزقت از سفره‌ی حسین‌ست خدمت به زاده‌ی آن ام‌الکتاب کردی در خون خود بلاشک فکر حسین بودی بر کربلا رسیدی وقتی شتاب کردی پیراهنت ک آمد ، شرم از نگاه تو ریخت آن لحظه یاد جسم در آفتاب کردی همچون "حسین" گشتی زخمی ز تیغ اعداا چون "او" محاسنت را با خون خضاب کردی مثل علیِ اكبر، صد پاره شد تن تو تکرار کربلا را, اینگونه باب کردی یاد رقیه ، یاد قاسم و یاد سقا یاد علی اکبر ، آن ماهِتاب کردی شاید که تشنه بودی آن لحظه های آخر شاید که خون خود را نذر رباب کردی آرام گشتی ای جان! ، ای روح اربا اربا! چشمان خسته ات را آهسته خواب کردی امشب فضای چیذر حالی عجیب دارد عطر محله ها را عود و گلاب کردی □ فهمید کل دنیا فرزند انقلابی وقتی شبیه بابا ،تو انقلاب کردی تا آخرین نفس ها ماندی درون میدان درویش داعشی را پراضطراب کردی او خواست تا بدزدد ذکر علی علی را اما تو نقشه ها را نقشِ بر آب کردی نام علی به لبها, راه عدو به رفتار بزم نفاقشان را, با خون, خراب کردی از این هواپرستان یک چشم زهر گرفتی بت خانه هایشان را از بن خراب کردی درويش مسلكان را در مهلكه چه تنها با نام پاك حيدر تو بي نقاب كردي وقتی که خواب بودند در شب وطن فروشان تو فتنه‌ی دراویش، در نطفه خواب کردی شیطان که در کمین و درویش آتشین بود تن را سپر نمودی جان را شهاب کردی دشمن به سختی آمد دریای خون بسازد دریای دشمنان را آسان سراب کردی با ادعای مردی، شارب بلند کردند تو با محاسنت دفع، شَرَّ الدَّوَاب کردی درویش های کذاب از عشق بو نبردند بی شرم مردمان را با خون عذاب کردی آن ها فقیرِ فهم‌اند ، نِی فقرِ بی نیازی کاخ یزیدیان را ، از نو خراب کردی شیطان میان مردم دنبال یار میگشت با بذل خون سرخت،او را جواب کردی در حیرتند پستان از کارت ای موحد! این گونه دشمنان را یکجا جواب کردی در عصر مدگرایی در وادی جهالت آرام چهره ات را از خون خضاب کردی عمری به نام حیدر، کسب حرام کردند از مسلکی دروغین، کشف حجاب کردی در راه عشق تنها، السابقون شهيدند فهميده بودى اين را، زين رو شتاب كردى السابقون تویی تو، کافیست غبطه خوردن باید به خود بجنبم، من را مجاب کردی □ دردی نشسته بر دل داغی به روی سینه امشب برای مولا صورت خضاب کردی چه دیده ای که اخر در کوچه پر گشودی تو مادر حسن را مادر حساب کردی سید نبودی اما با سربلندی اورا در لحظه های آخر مادر خطاب کردی رفتی و در فراقت فوجی نشسته در غم با رفتنت بدان ک ما را کباب کردی محض رضاي زهرا با بذل خون پاكت تاوان عاشقي را نقداً حساب كردي در جنگ نابرابر در راه حفظ کشور از چهره ای دروغین کشف حجاب کردی در روضه سوختی و سیلی ز جهل خوردی روی کبود و نیلی تو انتخاب کردی حتما دعاي مادر، دست تو را گرفته كاين گونه خويشتن را، جنت مآب كردي اینبار در گلستان ، آتش گرفته جانت وقتی به یاد بی بی ، جان را جواب کردی مادر خرید اشک و یک عمر نوکری را دنیا و زرق وبرقش را تا جواب کردی رویَت کبود و نیلی، چون مادر شهیدان در فاطمیه سویَش، گویی شتاب کردی در فاطميه آخر، گشتى فداى حيدر خود را فدايى آن عاليجناب كردى در شام فاطمیه مانند مادرما اینگونه پاسداری، از بوتراب کردی □ ما اهل ترس بوديم، سرگرم درس بوديم تنها در اين ميانه، تو فتح باب كردى ما اهل لاف عشقیم تودر عمل سرآمد کوه غرور مارا یکجا خراب کردی عاشق شدن چه آسان شاعر شدن محال است امشب ولی تو ما را شاعر حساب کردی ما خونبهای عشقیم ، معراجنا شهادة ای اشک روضه ما را ، عالیجناب کردی خونت بهانه شد تا شعری شود مهیا حتی برای ما هم فکر ثواب کردی ابیات مثنوی را با خون خود نوشتی خون بر دل هزاران افراسیاب کردی آرامِ چهره ی تو طوفان شدست حالا در بین شاعران هم قافیه باب کردی ما جملگی بدهکار بر خاندان عصمت لکن تو دِین ما را یکجا حساب کردی مستأصل از بیانم، در شعر هم نگنجد کوهی که از غم خود در خانه قاب کردی با حسرتی فراوان آنقَدْر گریه کردم تا غوره های چشم من را شراب کردی آتش به اختیارم، آتش به اختیاری من شعر گفتم و تو با جان حساب کردی ما اشکهای خود را در شعرمان نشاندیم آیا شریک این غم، مارا حساب کردی؟ ابیات من صعیف است در وصف روی ماهت شرمنده گشت شاعر مارا تو اب کردی بارفتنت برادر در سالروز زهرا ما را به فکر بردی کار صواب کردی «با من بیا برادر،در راه حفظ کشور» هنگام رفتن خود،من را خطاب کردی این خاک تیره و سرد پایان قهرمان نیست پایان داستان را یک شعر ناب کردی بايد[مجاز] بر تو شبهاي شعر گيرد ما شاعران نشستيم تو انقلاب كردي