counter create hit

مطالب مرتبط:
مصاحبه خواندنی با امیر علی نبویان و همسرش +زندگی شخصی

مصاحبه خواندنی با امیر علی نبویان و همسرش +زندگی شخصی

مصاحبه خواندنی با امیر علی نبویان و همسرش  امیرعلی نبویان مجری معروف ایرانی است، ازدواج و ماجرای عاشق شدن وی در رسانه ها معروف شد. امروز گفت و گو اي با وی انجام داده ایم. نخستین سال تحویل مشترک در خانه خودشان، نور ...

سیاست های زنانه در جذب همسر

در این مطلب بخشی از شگردها یا اصطلاحاً سیاست های زنانه برای ارتقا و مقاوم کردن پایه های زندگی مشترک، در محور روابط همسران بیان شده است، اگر می خواهید بدانید چگونه می توانید همسرتان را نگه داشته و به زندگی پایبند کنید، خواندن این نوشته را از دست ندهید. ...

خودداری بانک ها از وام ۱۵ میلیون تومانی ازدواج

سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه گفت: پرداخت وام ۱۵ میلیون تومانی ازدواج از اولین روز سال جدید لازم الاجرا است اما بانک ها از دریافت درخواست وام ازدواج ۱۵ میلیون تومانی ازجانب زوج ها امتناع می کنند. ...

مدیر جدید روابط عمومی فدراسیون والیبال معرفی شد

سید امیر حسینی با حکم احمد ضیایی به عنوان مدیر جدید روابط عمومی فدراسیون والیبال انتخاب شد. برای این همکار رسانه ای آرزوی موفقیت می کند. پیش از این حمید احمدی نیا این مسئولیت را برعهده داشت که پارس فوتبال برای وی هم آرزوی موفقیت دارد. ...

بهترین سن برای ازدواج، چند سالگیست؟

اگر تا 23 سالگی برای ازدواج صبر کنید، احتمال اینکه طلاق بگیرید بسیار کمتر می شود.

رابطه زناشویی در بارداری، همه چیز را بدانید

به خاطر داشته باشید زنان در طی بارداری بیشتر در معرض عفونت، به ویژه عفونت های آمیزشی هستند . بنابراین باید نکات بهداشتی را بیشتر رعایت کنند.

۶ راه مهم برای افزایش صبر و شکیبایی در زندگی

داشتن صبر یکی از رازهای داشتن زندگی موفق و سرشار از شادی است. یکی از مهمترین ویژگی های هر شخص برای موفق بودن باید داشته باشد صبر وشکیبایی است. در این مقاله به شما 6 راه برای افزایش صبر در زندگی تان پیشنهاد می کنیم. نوشته ۶ راه مهم برای افزایش صبر و شک ...

دکوراسیون رنگ صورتی و مدرن برای افراد رمانتیک

همانطور که عشق زاده رنگ قرمز و سفید است، صورتی نیز عاشقانه، محبوب، و مورد توجه است. این رنگ، که ته رنگی از قرمز در خود دارد اشتیاق، حرارت و انرژی را به شکل ملایم تری از آن گرفته است. نوشته دکوراسیون رنگ صورتی و مدرن برای افراد رمانتیک اولین بار در دکو ...

زمان تخصیص اعتبار وام ١٥ میلیون تومانی ازدواج

نایب رییس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با اشاره به رایزنی های صورت گرفته با بانک ملی ایران، از تخصیص اعتبار وام ١٥ میلیونی ازدواج به بانک های عامل از اول اردیبهشت ٩٧ خبر داد. ...

کارشناس روابط بین الملل در گفتگو با قدسنا تاکیدکرد:حق بازگشت راهبرد جهانی فلسطین برای دستیابی به حقوق تاریخی 

«هادی محمدی» گفت: مقامات و احزاب فلسطینی باید اقدامات اجرایی را برای ایجاد یک حرکت جهانی حق بازگشت فلسطینی به سرعت به اجرا گذارند.

مشکل رایج تازه دامادها

ازدواج برای هر مرد مجردی یک تصویر قشنگ است؛ یک آرزو که سال ها منتظرش می نشیند و در موردش رویابافی می کند. اما درست از همان لحظه ای که می خواهید با صدای بلند تصمیم تان به ازدواج را اعلام کنید، نگرانی ها شروع می شود؛ نگرانی هایی که پیش از این حتی فکر نمی کردید ...

ظریف با وزیر روابط بین المللی نامیبیا دیدار کرد

وزیر امورخارجه کشورمان با وزیر روابط و همکاری های بین المللی نامیبیا دیدار و گفتگو کرد.

در بهشت

بهشت در خانه بهشتی

در بهشت چیزهایی که از زمین بروید و باز grinnd راست سالگرد تبدیل ما در حافظه است. اگر چه این مایه تاسف است که خاطرات تنها در حافظه عتیقه کسب و کار در هوستون. حتی اگر خاطرات زندگی سیاسی چهره به کام ما خوش آمدید لیزین و یا حتی اگر ما بر این باورند که دوره این حرفها گذشته است. مرور خاطرات ویژه از زندگی خود را هنوز هم شیرین و جالب کار عدنان. این مایه تاسف است که این روزها تنها در حافظه از اسناد بنیاد شهید thedeath بود یادگاری که گاهی اوقات lahlah کاغذ روزنامه و کتاب به کار می کنند. "بهشت خانه" در روایت روابط "starie دانش مطلق" - همسر خود را). دلیل واقعی زندگی ساده و صمیمی اما عاشقانه انسان است. نه این که انسان در زندگی همان زندگی (که در زمان حاضر بسیاری سعی کنید این غیر از دو. کسانی که اصرار دارند همه به دوران "بهشت" بودن یک خانه در بهشت. ساخت بیش از. شاید امروز شما در پیدا کردن یک خانه در شهر ما زندگی دشوار است برای پیدا کردن یک مرد. زیرا تمام شمع و tighdy خاک گرفته شده در این خانه به نشستن. ازدواج: بدون تشریفات 25 سال و من 14 ساله بودم با ازدواج ما. پس از سه ماه از تهران به قم آمدیم. 12 سال در شهر قم بودیم و صاحب 3 فرزند شدیم. موقعی که امام را به ترکیه تبعید کردند ما را هم بدون حقوق و امکانات به تهران تبعید کردند. یک‌سال و نیم در تهران رنج کشیدیم. زندگی ما کاملاً طلبگی بود. در زندگی و ازدواج ما کوچک‌ترین تشریفاتی به چشم نمی‌خورد و ... اجاره‌نشینی: 12 سال در دو اتاق در 29 سال زندگی مشترک ما، 12 سالش اجاره‌نشین بودیم. در طول 12 سالی که در قم بودیم از خودمان خانه نداشتیم و دو اتاق اجاره کرده بودیم و زندگی‌مان، زندگی ساده طلبگی بود. بعدها هم یک منزل با سلیقه خودش و کمترین هزینه ساخت. با سختی و رنج و ... با من که همسرش بودم مثل یک پدر رفتار می‌کرد. از بس که مهربان بود و خوش‌اخلاق، همیشه احساس می‌کردم با پدرم روبرو هستم. درآمد و حقوق: یک ریال از دادگستری نگرفت درآمدش هرچه بود، متعلق به خانواده بود. او حتی یک ریال از دادگستری حقوق نگرفت و از آنجا پشیزی به خانه نیاورد. او ماهی 5500 تومان حقوق می‌گرفت که خرج خانواده، پسرش، خانواده دامادش می کرد و خرج‌های دیگر را با آن می‌داد. می‌گفت:«شما بدانید که زندگی‌تان باید با همین حقوق بازنشستگی من بگذرد.» او هر ماه ده درصد حقوقش را به من می‌داد و می‌گفت:«خانم! این غیر از مخارج خانه است و به شما تعلق دارد. هر جور که دوست دارید خرج کنید.» می‌دانست که من مقید هستم و از خرج خانه چیزی برای خودم نمی‌خرم... در خانه: همیشه شاداب و سرحال به رغم خستگی زیاد، همیشه شاداب و سرحال وارد خانه می‌شد. اول با من و بعد با بچه‌ها احوالپرسی می‌کرد و بعد از من می‌پرسید: «امروز چه کردی؟ مشکلی پیش نیامد؟ کمکی از دستم برمی‌آید؟ بچه‌ها در خانه کمکتان کردند؟» می‌گفت: «بچه‌ها که هستند، بدهید کارها را تا جایی که می‌توانند، انجام بدهند. شما خودتان را به زحمت نیندازید.» دائماً به بچه‌ها توصیه می‌کرد که رعایت حال مرا بکنند و در کارها کمکم کنند. او همیشه وقتی وارد خانه می‌شد، اول احوال مرا می‌پرسید و سپس با دیگران صحبت می‌کرد. او در خانه برای ما بهشتی بود... عشق به همسر: تو فقط همسر من نیستیما مثل دو شریک بودیم. او برادری نداشت و همیشه به من می‌گفت: «تو پشتیبان من هستی. هر کاری را که می‌خواستم بکنم،‌ اگر تو نبودی که کمکم کنی، نمی‌توانستم به ثمر برسانم» هرجا می‌رفتیم با هم بودیم. حتی مسافرت‌ها را تنها نمی‌رفت. چه وقتی که در آلمان بودیم، چه در اینجا. هرجا می‌رفت می‌گفت: «تو هم باید باشی. تو فقط همسر من نیستی. بلکه دلگرمی من هستی.» بسیار مهربان بود. با من که همسرش بودم مثل یک پدر رفتار می‌کرد. از بس که مهربان بود و خوش‌اخلاق، همیشه احساس می‌کردم با پدرم روبرو هستم. در مدت 29 سال زندگی مشترک یک‌بار کاری نکرد که من از او دلخور شوم. هیچ وقت نشد که از دست او کوچک‌ترین ناراحتی داشته باشم. هرگز به یاد ندارم حتی یک کلمه تحقیرآمیز به من گفته باشد و ... تحصیل همسر: کمک برای شرکت در امتحانات اصرار عجیبی داشت که من درس بخوانم و برایم وقت می‌گذاشت و در یادگیری درس‌ها کمکم می‌کرد تا آماده شرکت در امتحانات شوم. بعد هم به «علیرضا» گفت که به من رانندگی یاد بدهد. نوبت به امتحان کتبی رانندگی هم که رسید، تست‌های چهار جوابی را با من کار کرد که قبول بشوم. همیشه وقتی دور هم جمع می‌شدیم، درباره علوم و معارف اسلامی وخدا و پیامبر و اهل بیت (ع) صحبت می‌کرد. همیشه ما را دعوت به تحصیل و تعلیم و علم‌آموزی و آگاهی می‌‌کرد. اختیارات همسر: بروید بیرون، گردش او به من اختیارات زیادی داده بود و حتی موقعی که می‌دید زیاد در خانه می‌نشینم می‌گفت: «خانم! از جا بلند شوید و از فرصت استفاده کنید. از خانه بیرون بروید، گردش کنید گاهی اوقات به خانه می‌آمد و می‌دید که من افسرده هستم، به هر نحوی که بود، کاری می‌کرد که من از آن حال دربیایم. واقعاً انسان آزادمنش و منصفی بود و من کاملاً آزاد بودم که مطابق نظر ایشان عمل کنم یا نکنم. در هر حال، بعد از چند ماه از خرید فرش پشیمان شدم و آن را فروختم... کارهای خانه: غذا می‌پخت، ظرف می‌شست کارهای خانه را بین بچه‌ها تقسیم کرده بود و در این میان کار زنانه و مردانه وجود نداشت. پسرها هم درست مثل دخترها به موقعش ظرف می‌شستند و خانه را جارو و گردگیری می‌کردند. اما خرید بیرون را یا خودش انجام می‌داد یا پسرها. او خیلی رعایت حال مرا می‌کرد. بعد از انقلاب و پس از شروع ترورها، اتاقی را در منزل برای محافظان در نظر گرفته بودیم او بلافاصله کسی را برای انجام آن امور استخدام کرد تا من به زحمت نیفتم. هر وقت هم مریض می‌شدم، همه کارهای خانه را خودش انجام می‌داد و از من پرستاری می‌کرد و حتی گاهی غذا هم می‌پخت و ظرف‌ها را می‌شست.... بچه‌ها را تشویق می‌کرد که در باغبانی و چیدن علف‌های هرز باغچه کمکش کنند. همه قصد او این بود که بچه‌ها با طبیعت مأنوس باشند و به تلویزیون عادت نکنند... تزئین خانه: ذوق و سلیقه با کمترین هزینه منزل را با سلیقه خودش و کمترین هزینه ساخت. او به جای اینکه از سنگ استفاده کند، به کارگران گفت که دیوارها را با سیمان قرمز و سفید و بصورت متناوب به شکل لوزی درست کنند که از دور بسیار زیباتر از سنگ و ارزان‌تر بود. آقای بهشتی آدم بسیار با سلیقه و با ذوقی بود و با حداقل هزینه، زیباترین نماها را طراحی می‌کرد. همین سلیقه را در تزئین خانه و رنگ‌آمیزی آن به کار می‌برد، ساده و زیبا... آموزش فرزندان: صندوق قرض‌الحسنه در خانه در خانه صندوق قرض‌الحسنه‌ای درست کرده و بچه‌ها را تشویق کرده بود که در آن پولی بگذارند و بعد هم روی حساب و کتاب دقیقی وام بدهند.کتابخانه خانه هم حساب و کتاب داشت و کسانی که می‌خواستند از آن استفاده کنند، کارت عضویت داشتند. اعتماد به نفس بچه‌ها را تقویت می‌کرد تا بتوانند مستقل فکر کنند و راحت حرفشان را بزنند و نظر بدهند. او حتی به بچه‌ها این شهامت را داده بود که در مواقعی که با نویسنده کتابی مواجه می‌شدند، نظرشان را محکم و مؤدبانه بیان کنند و .... تفریح: جمعه‌ها، فقط خانواده صبح‌های جمعه با بچه‌ها به اطراف ولنجک می‌رفتیم و پیاده‌روی می‌‌کردیم و او اصرار داشت که من حتماً همراهشان بروم. به نشاط و تفریح من و بچه‌ها خیلی توجه داشت. در آن دوران محیط‌های تفریحی خیلی برای خانواده‌های مذهبی مناسب نبود. برای بچه‌ها شیرینی و بستنی می‌خرید و با آنها بازی می‌کرد تا خستگی هفته ازتنشان بیرون برود و برای درس هفته بعد آماده باشند. جمعه را فقط به خانواده اختصاص می‌داد... سرگرمی در خانه: حیف نیست پای تلویزیون؟ مراکز تفریحی بیرون از خانه معمولاً جو سالمی نداشت. برای همین او تا جایی که امکان داشت برای سرگرمی و فراغت بچه‌ها، وسایل تفریحی فراهم می‌کرد. مثلاً آپارات نمایش فیلم هشت میلیمتری خریده بود که بچه‌ها در خانه فیلم تماشا کنند یا برای پسرها وسایل نجاری خریده بود. در زیرزمین خانه هم برایشان میز پینگ‌پنگ گذاشته بود. نوارهای متعدد قرآن، ماشین تایپ، دوچرخه و موتورسیکلت و خلاصه هر چه را که در وسعش بود برای بچه‌ها می‌خرید که خیلی نیازمند رفتن به مراکز تفریحی نباشند. بچه‌ها را تشویق می‌کرد که در باغبانی و چیدن علف‌های هرز باغچه کمکش کنند. همه قصد او این بود که بچه‌ها با طبیعت مأنوس باشند و به تلویزیون عادت نکنند... اخلاق در خانه: برخورد با غیبتمنزل که می‌آمد همیشه بحث‌های مفید بود و کتاب و مطالعه. اصلاً حساب این نبود که دور هم جمع بشوند ودروغی بگویند و غیبتی بکنند یا شوخی‌های بی‌‌معنی بکنند. حتی حاضر نمی‌شد کوچک‌ترین حرفی را که پشت سر دشمنش زده می‌شد، بشنود. به محض اینکه کسی غیبت می‌کرد، با اخم برخورد می‌کرد و می‌گفت: « من حاضر نیستم در حضورم حرف کسی زده شود. به جای غیبت از خدا بخواهید به راه راست هدایتش کند.» ... بیت‌المال در زندگی: عجالتاً شمع روشن کنید! تا زمانی که از دنیا رفت، لحظه‌ای از فکر بیچاره‌ها و ضعفا غافل نبود. می‌گفت وقتی این همه آدم مستضعف داریم، روا نیست که من از دادگستری حقوق بگیرم. به شدت در زندگی رعایت اموال بیت‌المال را می‌کرد و اجازه نمی‌داد اموال بیت‌المال با زندگی خصوصی او مخلوط شود. در حالی که حق تصرف در وجوهات و خمس را داشت، اما هیچ‌وقت برای مصارف شخصی یا خانوادگی، دست به این پول‌ها نزد. یک شب، لامپ خانه سوخته بود و من به مغازه‌های اطراف سر زدم و لامپ پیدا نکردم. «آقا! از آنجا لامپ تهیه کنید و بیاورید.» جواب داد: «هرگز! خدا نکند که من چنین کاری بکنم. شما عجالتاً شمع روشن کنید تا ببینم چه کنم.» اینقدر احتیاط می‌کرد... روایت آخر: امام خواب دیدند، عبایشان سوخته هر چه فکر می‌کنم می‌بینم چه موجود نمونه و عزیزی را از دست دادم. قدرش را ندانستم. قبل از شهادت آقای بهشتی، امام خوابی دیده بود و به ایشان هشدار داده بودند. نیمه شعبان بود که به دیدن حضرت امام رفت. موقعی که برگشت، دیدم خیلی ناراحت است. علت را پرسیدم. گفت: «امام گفتند بیشتر مراقب خودت باش.» روز ختم او که خانم امام به منزل ما آمدند، من درباره خواب امام سؤال کردم. ایشان گفتند امام خواب دیده بودند که عبایشان سوخته است و به آقای بهشتی گفته بودند: «شما عبای من هستید. مراقب خودتان باشید.» ... حکایت همچنان باقی است.   سپیده دانایی تنظیم برای تبیان: کهتری   مقالات مرتبط آرامش در سایه صداقت عشق را نباید تمنا کرد! منهای تو من هیچم خوشبختی با تو آغاز می شود نامه محرمانه برای همسرم! فرشته ی رحمت،برای همسرت باش مردانی که در محشر رسوا می شوند بهترین هدیه برای همسر شما نامه عاشقانه امام به همسرشان